شيخ محمد امامى خونسارى

116

فلسفه و اسرار حج (فارسى)

معزز و محترم است . اين اعتبارات براى آن پرچم‌ها نه از لحاظ بافت و پارچه و آلاتى است كه از آنها تركيب شده كه چه بسا ارزش مالى ندارند ، بلكه سلام و اداى احترام به آنها به جهت علاقه و دوستى به كشور و رئيس آن است . چون طبيعت بشرى خواهان برترى و تجمل است . اگر خداوند سبحان به جاى اين سنگ عادى طلا يا نقره يا سنگ باارزش‌تر و نفيس‌ترى قرار مىداد ، اشراف و دارندگان مال و كسانى كه در خوشى و نعمت دنيا غوطه‌ور هستند براى تحصيل و فراهم نمودن مانند آن گوهر نيكو يا سنگ باارزش بر يكديگر سبقت مىگرفتند و آن را وسيلهء توانگرى و امتياز قرار مىدادند ، و اين با آنچه كه در حج اسلامى و مشرف شدن به زيارت خانه خدا خواسته شده از الغاء امتيازات و دورى جستن از اختصاصات ، و سوق بندگان به يگانگى و يگانه‌پرستى منافات دارد . احترام حجرالاسود نه به جهت وجود خصوصيتى ويژه در آن سنگ است ، بلكه چون شعارى است براى خداوندى حضرت پروردگار و نشانه‌اى است براى قدرت و سلطنت او ، مسلمانان به آن روى مىآورند و سپس با نهايت احترام و ادب به آن سلام مىنمايند و آن را مىبوسند و يا از دور به آن سلام مىكنند ، چنان كه خانهء كعبه نيز از سنگ‌هاى كوهستانى ساخته شده ، و روپوش آن به دست انسان بافته شده ، و ليكن خداوندى كه سلطنت او بسيار عظيم و پايدار است براى كسى كه به درگاه قدسش روى آورد آن را قبله مقرر فرموده ، و آن را بر همهء شعائرش به اندازه‌اى كه بيش از آن